السيد الطباطبائي
274
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )
علوم نيست . ما بارها در خصوص اين سخن كه علوم به غير حس اعتماد ندارند ، گفت و گو كرديم ، پس در نتيجه اين دانشمندان نظر فلسفى را با نظر علمى خلط و در مورد بحث فلسفى با روش علمى قضاوت مىنمايند . گذشته از اينها ، اين دانشمندان خواستهاند « جوهر » را انكار كنند ، در نتيجه « عرض » را نفى كرده و به جوهر افزودهاند و با روش پراگماتيسم به سوى اصالت عمل گرويده و از اندوختههاى حسى ما ، كه از خارج مىگيريم ، صفت بيروننمايى را سلب نموده و ادراكات ديگر ما را كه حسى نيستند ، از همين صور حسى خود مىدانند و در اين صورت اگر ما بسيار هنرنمايى كنيم ، جهانى بيرون از خود مىتوانيم اثبات كنيم ( اگر بتوانيم ) و اما اين كه تشخيصاتى ديگر در جهان داده و قضاوتهايى در جوهر و عرض و ديگر مسائل فلسفى داده باشيم ، ديگر دست ما كوتاه است ! اقسام جوهر مقدمتاً بايد دانست كه اگر ما خواسته باشيم از براى موضوعى توسعه جنسى داده و انواعى اثبات كنيم ، تنها راهش آن است كه در ميان افرادش اختلاف و تباين در آثار خواص پيدا كرده و از آن راه مبادى آن احكام مختلفه را مختلف شماريم . مثلًا حجم را به انواع مختلفه كره و استوانه و مكعب و مخروط و منشور و همچنين سطح را به سطح مستوى و منحنى از راه اختلاف خواص رياضى كه در افراد مختلفه آنها پيدا مىشود ، تقسيم مىنماييم . و از اين جا روشن مىشود كه اگر مهيّت جوهر ، كه از راه ويژه خود در خارج اثبات شده . انواعى داشته باشد ، بايد اختلافى در احكام افرادش بروز كند . و با اعتماد به اين حقيقت ، گذشتگان فلاسفه اقسام زيرين را براى مهيّت جوهر اثبات كردهاند :